چهار سال در وزارت عتف، بخش سوم
۳. اولين واكنشها
حضور من در معاونت اين چنين بدون مقدمه شروع شد. از يك طرف سيل كارهاي ناتمام و كارتابلهاي مانده و نيز كارهاي جاري. بياغراق روزي بيش از شش كارتابل را ميبايستي تخليه ميكردم و تعدادي را هم به منزل ميبردم. چند هفته طول كشيد تا به روز شدم و كارهاي عقب مانده به جريان افتاد. آن روزها به وضع دفاتر و كارمندان نميتوانستم برسم چون ديگر فرصتي نميماند. جلسههاي خارج از حوزه و نيز خارج از وزارت را هم كه همچنان بود. به خصوص كه هيچ فكر مكتوب و نظاممندي وجود نداشت كه اهم فيالاهم، و كارها را اولويتبندي بكند. همانطور كه نامههاي وارده هم يك راست به كارتابل معاون ميآمد و او بود كه ميبايستي همه را اولويتبندي و توزيع كند!
برای مطالعه متن کامل این بخش این فایل PDF را ببینید.
نظرات: