چهار سال در وزارت عتف، بخشهای نهم و دهم
9. انحلال كميسيون فرصتهاي مطالعاتي
هفتة چندم حضورم بود كه اعلام شد جلسة كميسيون فرصت مطالعاتي در دفتر امور پژوهشي تشكيل ميشود. چند نفر از رؤساي دانشگاهها به علاوه چند نفر از استادهاي دانشگاه عضو كميسيون بودند. جلسه دور ميزگردي در يكي از اتاقهاي تاريك و به هم ريختة معاونت تشكيل ميشد. ميز پر بود از پروندة كساني كه به فرصت مطالعاتي رفته بودند و گزارشهاي فصلي خود را فرستاده بودند كه بررسي شود. كميسيون پس از بررسي گزارشها تصميم ميگرفت آيا استاد مورد نظر به فرصت مطالعاتياش ادامه بدهد يا خير. به عبارت ديگر ارسال ارز و تمديد يا قطع حكم فرصت مطالعاتي هر شخص منوط به تصميم اين كميسيون بود. توجه داشتم كه اين بررسي چه سير طولانياي دارد. استادي كه در فرصت مطالعاتي در يكي از دانشگاههاي دنيا است هر سه ماه گزارشي به دانشگاه ميفرستاد. اين گزارش سيري در داخل دانشگاه داشت كه در نهايت از طرف معاون پژوهشي دانشگاه به معاونت و از آنجا به دفتر امور پژوهشي ميرسيد. پس از بررسي، نتيجه همين مسير برگشت را طي ميكرد. به نظرم كار بيهودهاي ميآمد؛ از زمرة كارهاي اداري كه عادتي شده بود و كارمند با آنكه سالهاي سال مشغول آن است، نميدانست و نميخواست بداند چرا اين كار را انجام ميدهد. پرسيدم تا به حال پيش آمده است كه گزارشي تأييد نشود و مثلاً در نتيجة آن ارز يك فرصت مطالعاتي قطع بشود. همه به هم نگاه كردند. انگار آبي به لانه مورچهها ريخته شده بود. هركس به ديگري نگاه ميكرد. چند دقيقهاي گذشت تا اولين زمزمهها شنيده شد. ظاهراً در ميان حدود 150 پروندة چند سال اخير موردي نبوده، شايد يك مورد!
ادامه متن را در این فایل PDF مطالعه کنید.
نظرات: